فیلمسازان و کارگردانان تئاتر از بیحمایتی مالی و هزینههای بالا رنج میکشند

<p dir="RTL"داستان دلخوری داریوش مهرجویی از دریافت دیرهنگام حقوق در کتاب رسید لعنتی بازتابی از بلاتکلیفی مداوم در سینمای ایران است. کارگردان فقید میگفت: تا اکنون به غیر از حقوق ماهیانه و دستمزد قسطی از اجرای کارها آن هم با تاخیرهای زیاد همچین پولی آن هم قلمبه و یکجا ندیده بودم. این ماجرای تکرارشده نشان میدهد کارگردانان نه تنها در تشکیل آثار حمایت نمیشوند، بلکه نمیتوانند با فیلمسازی خرج زندگی را تأمین کنند.
رپر و بلاگر را آوردهاند سر کار تا بفروشند
<p dir="RTL"پریسا مقدم، کارگردان نسل تازه تئاتر، به خبرسریع میگوید: هزینه تشکیل اثر آنقدر بالاست که یا کارگردان باید خود پولدار باشد یا تهیهکننده پولدار از او حمایت کند. او انتقادی از گزینش بازیگران میکند: تهیهکنندگان دیدشان این است که انتخاب فلان بازیگر یا حمایت از فلان کارگردان میصرفد یا نه. این رویه باعث شده برای فروش بیشتر سراغ بلاگرها و رپرها بروند، در حالی که بازیگرانی با کیفیت بالاتر نتوانند جایگاه خود را حفظ کنند.
<p dir="RTL"مقدم افزود: خود بنده به گفتن کارگردان برای فراهم معیشت مجبورم دو جای دیگر کار کنم که هیچ ارتباطی به هنر ندارد، تا بتوانم خرج پلاتو و لباس بازیگران را فراهم کنم. بسیاری از گروههای تئاتر برای تمرین ناچار به اجاره پلاتو هستند و گاهی هزینه را بین بازیگران تقسیم میکنند، در حالی که سالنهای متعدد تئاتر در سراسر کشور میتواند در اختیارشان قرار گیرد اما عملا این اتفاق نمیافتد.
آدمهای خودشان را حمایت میکنند
<p dir="RTL"میلاد جباری مولانا، نویسنده و کارگردان تئاتر، معتقد است کانال حمایت از هنرمند اصلا آشکار نیست. او میگوید: در ایران مسیر آشکاری که آثار هنری باید از چه مبدأی پشتیبانی بگیرند وجود ندارد. دایره حمایتها به افرادی که میشناسند محدود میشود که این صدمه جدی به بدنه هنر میزند. جباری مولانا تأکید میکند تئاتر و سینما آینه جامعهاند و اگر هنرمند حمایت نشود، صدای جامعه خاموش میشود. او امیدوار است صندوقهای اعتباری نظیر صندوق هنر تدبیری برای تشکیل آثار بیندیشند.
هنرمند نامدار در این چنین فضایی بازی نمیکند
<p dir="RTL"جابر قاسمعلی، فیلمنامهنویس، با اشاره به سه فیلمنامه آماده، میگوید سینمای ایران در ژانرهای گوناگون با مشکل فراهم بودجه روبروست. فیلم کمدی از پیشفروشش ضمانت شده، اما از فیلمهای اجتماعی یا ملودرام حمایتی صورت نمیگیرد. نتیجه انباشت فیلمهای کمدی در گیشه و خستگی مخاطب است. قاسمعلی میافزاید: ما نیازمند سیاستگذاری درست در سینما هستیم و باید تعادلی در تشکیل و اکران فیلمها حفظ شود."
<p dir="RTL"قربانعلی تنگشیر، منتقد سینما، تصریح میکند: تعداد بسیاری از هنرمندان درجه یک از خودشان خانه ندارند و حتی بیمه هم نیستند. در این شرایط هنرمند فرهیخته با دستمزدهای نازل بازی نمیکند. او به فیلم صبحانه با زرافهها اشاره میکند و میگوید: در این فضا فردی همانند پرویز پرستویی نمیآید بازی کند."
آقایان مجبورم بیکار بمانم
<p dir="RTL"وحید وکیلیفر، فیلمساز مستقل چهلوساله، در اینستاگرام نوشت: به علت حالت معیشتی تصمیم گرفتهام یکی از کلیههای خود را بفروشم. او سازنده آثار گشر، تابور، کی ۹ و کرگدنها خاورمیانه را فتح کردند است. هالیوود ریپورتر درباره گشر نوشته: یک پرتره انسانی بیادعا که شرافت را در سادهترین شکل به عکس میکشد."
<p dir="RTL"کارگردان دیگری میگوید: از سال ۹۰ به این ور فیلم نساختم. با تلاش وحشیانه هر چهار سال یکبار پروانه ساخت گرفتم ولی توسط هیچجا حمایت نشدم، بعد مجبورم بیکار بمانم. داوود توحیدپرست معتقد است هیچ مدیری سراغ بچههای مستقل نمیگیرد. امیرحسین کاربخش راوری نیز میگوید: نمیتوان با فیلمسازی ارتزاق کرد؛ مگر اینکه به طور مستمر فیلمسازی کنی. اکثر کارگردانها مشاغل دیگر دارند."




