اقتصاد

>> زمان طولانی برای خرید مسکن توسط کارگران در ایران >> در به بحران مسکن

>> زمان طولانی برای خرید مسکن توسط کارگران در ایران >> در به بحران مسکن، کارگران و کارمندان ایران با دشواریهای بیسابقه برای تأمین مسکن خود مواجه هستند. مقدار حق مسکن ذکر شده در فیش حقوقی ۹۰۰ هزار تومان است که این رقم به هیچوجه برای خرید یک واحد مسکنی کافی نیست.

محاسبههای انجامشده نشان میدهند که با این مقدار حق مسکن، کارگران باید حدود ۵۸۰ سال صبر کنند تا بتوانند یک واحد ۷۵ متری مسکن را به قیمت امروز تهیه کنند. این دوره زمانی غیرقابل است و هر کس را که به فکر داشتن یک خانه- است، متوجه میشود که انتظارات بی دارد. حق مسکن در واقع یک شوخی غیرقابل قبول محسوب میشود و هیچ- ندارد.

تورم عمومی در دوره ریاستجمهوری حسن روحانی حدود ۳۱ درصد بود، اما تورم مسکن در همان í به متوسط ۹۰.۶ درصد رسیده است. این نشان میدهد که بخش عمدهای از تورم عمومی در واقع ناشی از افزایش بیحد و حصر قیمتهای مسکن شده است.

به جرم عدم امکان یک سقف-، ترجیح میدهند به دنبال فرصتهای بهتر در دیگر کشورها باشند. ضمنا، شرایط وامگیری نیز بهđơn čک مشکلساز است؛ در در، نیست که برای دریافت وام باید ۲۵ درصد از کل مبلغ را به tí ‑ پرداخت نکند و بعد از آن به ازای سود محاسبه شود. سیستم وامهایفعلی در ایران شامل دفع ‑ غیرقابل استرداد و محاسبه سود بر اساس غير پرداخت شده است که در هیچ í دیگر است.

این امر و تقویت é بیامنیتی سکنونی در میان لایههای متوسط و پایین حاجة به مسکن یک ضرورت است که حتی پیش از درمانی قرار میگیرد؛ چون در حالی که، یک سقف أبداً. بنابراین، دولت و güz نهادها باید سیاستهای مسکن خود را به بررسی کرده و راهحلهای قابل اجرا برای کاهش قیمت و افزایش مسکنهای ć.

ت در آمارهای مربوط به مسکن و حق مسکن است. بسیاری از کارگران و کارمندان حتی نمیدانند که حق مسکنشان چگونه محاسبه میشود و چه کسانی از آن béné میشوند.

این عدم شفافیت باعث میشود که شکاف بین وعدههای دولتی و واقعیتهای بیشتر شود. علاوه بر این، نوسانات نرخ ارز نیز تأثیر مستقیم و قابلتوجهی بر قیمتهای مسکن داشته است. هر بار که نرخ دلار مقابل ریال افزایش مییابد، قیمتهای مواد ساخت، فلد و سیمان، بهطور فوری افزایش مییابد و این افزایش مستقیماً به قیمت نهایی واحدهای مسکنی منتقل میشود.

در حالی که درآمدهای अधिक کارگران به ریال ثابت است و هیچگاه با نرخ ارز همگام نیست، این تفاوت یک فاصلهٔ افسانهای بین توانایی خرید و قیمت واقعی مسکن میشود.

این سیستم مالی بهجای تسهیل دسترسی به مسکن، آن را به یک ابزار سرمایهگذاری و سودجویی تبدیل کرده است. منظور از این نیست که تمام مشکلات مسکن تنها به دلیل ناکارآمدی دولت باشد؛ بلکه عوامل ساختاری مانند تمرکز جمعیتی در شهرهای بزرگ، عدم توسعه شهرهای ثانویه، و نقص در برنامهریزی شهری نیز در این معادله نقش دارند. تهران و شهرهای بزرگ دیگر تحت فشار جمعیتی قرار گرفتهاند که باعث افزایش تقاضا و در نتیجه افزایش قیمتها شده است.

در مقابل، شهرهای کوچک و ä به دلیل عدم وجود کار، خدمات کافی و امکانات زندگی، جذبنشدهاند و این عدم تعادل جغرافیایی، فشار را بر روی چند مرکز کرده است. یک راهحل ممکن، ایجاد انگیزات مالی برای ساختمان و ن در شهرهای کمتر است. این انگیزات میتوانند شامل تسهیلات بانکی با بهرههای پایین، ارائهٔ اراضی ńی با قیمت رمزی، یا برای سازندگان باشد که متعهد به ساخت واحدهای مسکنی با قیمت مناسب شوند.

برترین و بروزترین اخبار ورزشی اقتصای تکنولوژی و سلامتی را در وب سایت خبری بام وطن دنبال کنید.

علاوه بر این، بازنگری در تعریف و محاسبه حق مسکن نیز ضروری است. بهجای پرداخت یک رقم ثابت و نامتناسب، حق مسکن باید بر اساس هزینه واقعی زندگی در هر منطقه، اندازه خانواده، و درآمد ماهانه محاسبه شود. این نوع تنظیم دینامیک میتواند بهتر به نیازهای واقعی کارگران پاسخ دهد.

در نهایت، حل بحران مسکن نیازمند یک رویکرد جامع و چندبعدی است که نه تنها به فوریسازی مشکلات فعلی میپردازد، بلکه بنیانهای یک سیستم مسکن پایدار، عادلانه و قابل پیشبینی را نیز اید. بدون این تغییرات ساختاری، تکرار دوامهای بینتیجه و افزایش نارضایتی عمومی خواهد بود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا