چه نشانههایی آزار روانی در زوجین را نشان میدهد؟

خشونت و آزار روانی همانند خشونت فیزیکی نیست، هیچ ردی روی پوست به جا نمیگذارد، اما روح شخص را به شدت خراش میدهد.
هنگامی که همسرتان تحقیرتان میکند، به شما بیاحترامی میکند و زحمات و عواطف شما را نادیده میگیرد، شما دچار آزار روانی میشوید و صدمه میبینید.
آزار روانی در زوجین اغلب خود را از طریق پیوندهای نامتقارن نشان میدهد، که در آن تحقیر و بیاعتباری زیاد پررنگ هستند.
تشخیص آزار روانی در زوجین از بیرون آسانتر است. گاهی دوستان و خانواده شما در مورد برخی رفتارهای ناسالم در رابطهتان به شما هشدار میدهند. حقیقتی همانند کمارزشی مداوم، تمسخر یا حتی کنترل اقتصادی، نمونههایی از رفتارهای فریبکارانه در زوجین به شمار میروند که تحت عنوان آزار روانی نام برده میشوند.
سرنخهای وجود آزار روانی در یک رابطه زناشویی
در این مقاله میکوشیم با استناد به تحقیقاتی که در عرصه روانشناسی روابط زناشویی انجام گرفته است، سرنخهایی را نشان دهیم که حاکی از وجود آزار روانی در یک رابطه زناشوییاند. هنگامی که رابطه زوجین یک رابطه نامتقارن باشد، احتمال وجود آزار روانی در آن بالاست.
اما رابطه نامتقارن چگونه رابطهای است؟
رابطه نامتقارن یکی از اولین شاخصهایی است که معمولا برای تشخیص آزار روانی در یک زوج بررسی میشود. عدم تقارن در رابطه بیشتر با تفاوت در قدرتی که در یک پیوند عاطفی وجود دارد درک میشود.
نشانههای یک رابطه نامتقارن
قدرت تصمیمگیری همیشه در اختیار شریک زندگی شما است.
اگر برای خودتان تصمیمی بگیرید، شریک زندگیتان عصبانی میشود.
زمان انجام هر کاری حس محدودیت میکنید.
به سخنان شما بیدقت است.
فرد مقابل معمولا بر هر کاری که انجام میدهید نظارت یا انتقاد میکند.
مسائل مالی و حتی آنچه در تلویزیون تماشا میکنید توسط شریک زندگیتان تعیین میشود.
بیاعتنایی، تحقیر و بیاحترامی
بر اساس مقالهای منتشر شده در سلامت جمعیت، تحقیقات حاضر تقریبا همیشه بر شیوع و پیامدهای خشونت فیزیکی و جنسی از شریک جنسی صمیمی متمرکز است. آزار روانی، به نوبه خود، چندان مورد دقت قرار نگرفته است، اگرچه تأثیر آن به مراتب خطرناکتر است.
تحقیر کردن و بیاعتنایی رفتاری است که آزاردهنده با آن حس قدرت میکند و هویت خود را تثبیت میکند.
اما تحقیر یا بیتوجهی چگونه خود را نشان میدهد؟
طنه زدن
بیارزش کردن دستاوردهای شریک زندگی
مقایسههای زیانآور
شریک زندگیتان نیازهای شما را نادیده میگیرد یا آنها را به حداقل میرساند.
مدام از کاری که شما انجام میدهید انتقاد میکند.
از ارتباطات تهاجمی و تحقیرآمیز سوءاستفاده میکند.
در خلوت و همچنین در ملاء عام شما را مسخره میکنند.
کنترل بیش از حد
هنگامی که شریک زندگیتان بیوقفه در حال کنترل کردن شما است، خواسته یا ناخواسته نوعی آزار روانی شدید را بر شما اعمال میکند.
تمایل به کنترل کردن در موقعیتهای زیر خود را نشان میدهد
با چه فردی سخن بگویید؟
چه دوستانی دارید؟
مطالب شما را در تلفن همراهتان میخواند.
محدودیتهایی برای لباس شما اعمال میکند.
اصرار دارد بداند که همیشه با چه فردی هستید.
کنترل امور مالی و کارت اعتباری شما را دارد.
قوانینی را در رابطه درباره اینکه چه کاری میتوانید انجام دهید و چه کاری نمیتوانید انجام دهید تعیین میکند.
شما موظف به داشتن روابط جنسی هستید، حتی اگر نمیخواهید.

فریبکاری عاطفی
فریبکاری روانی در یک زوج با تکنیکهای تسلط عاطفی تغذیه میشود. رایجترین و مخربترین تکنیک، نوعی سوءاستفاده است که در آن قربانی در نتیجه تأثیر سوءاستفادهگر به حقیقت خود و افکار خود شک میکند.
فریبکاری عاطفی چگونه خود را نشان میدهد؟
به حداقل رساندن حساسیتها و خواستههای عاطفی شریک زندگیتان احساسات یا نگرانیهای شما را کماهمیت نشان میدهد.
هر زمان شما مسالهای را مطرح میکنید به شما میگوید تو زیاد حساسی، بیخ، تو دیگر بسیار جدی گرفتی!
باطل کردن عواطف شریک زندگیتان نظرات، افکار و احساسات شما را با عبارات مضری همانند تو اصلا نمیدانی در رابطه چه میگویی یا ای بابا، تو پارانوئید شدی بیاعتبار میکند.
تغییر موضوع هر بار که تلاش میکنید در رابطه موضوعی که شما را دلواپس میکند با همسرتان ارتباط برقرار کنید، از آن اجتناب میکند، موضوع را تغییر میدهد یا ادعا میکند که شما وسواسهای مزخرفی دارید که ارزش گفتن را ندارند.
انکار حقیقت شریک زندگیتان به شما میگوید این چیزها فقط توی ذهن تو اتفاق افتاده است؛ اصلا وجود خارجی ندارد! به عنوان مثال، هنگامی تلاش میکنید در رابطه چیزی که اتفاق افتاده با او بگویید، میگوید تو دیوانهای، من هرگز این را نگفتم!
تشکیل شک و تردید یک شکل مکرر دستکاری و فریبکاری عاطفی این است که باعث شود شما به حافظه و ادراک خود شک کنید. همسرتان بارها به شما میگوید شما همیشه چیزها را نادرست به یاد میآورید؛ داری عقلمن را از دست میدهی!
سرزنش این یک شکل کلاسیک فریبکاری است. تقریبا بدون اینکه بفهمید، هر اتفاق منفی که در خانه رخ دهد، مسئولیت آن با شما خواهد بود. در خیابان راه میروید و یک آزارگر خیابانی به شما فحش میدهد همسر شما بلافاصله میگوید تقصیر خودت است، معلوم نیست چه کار کردی؟!

آزاردهنده میخواهد قربانی خود منزوی، تنها و آسیبپذیر باشد. با جدا کردن شما از خانواده، آنها کنترل بیشتری دارند و به نوبه خود مطمئن میشوند که شما برای همه چیز منحصرا به آنها وابسته هستید. این یک حرکت خطرناک است که باید در اسرع وقت آن را تشخیص دهید تا در دام نیفتید.
هنگامی که شخص دچار آزار روانی میشود، حس میکند که دیگر همان فرد قبلی نیست.
بر اساس تحقیقات منتشر شده در نشریه هلث سایکولوژی، هنگامی که شما در یک رابطه زناشویی دچار آزار روانی میشوید
حس میکنید که تغییر کردهاید.
عزتنفس شما شکنندهتر میشود.
بیشتر و بیشتر حس اضطراب میکنید.
گاهی اوقات، شما آرزوی فردی را دارید که قبلا بودید.
به خودتان میگویید که شریک زندگیتان تغییر خواهد کرد.
ترکیبی از شرم و اندوه میشوید.
دچار نوسانات خلقی و فراز و نشیبهای عاطفی میشوید.
جرأت ندارید با فردی در مورد احساسات خود صحبت کنید.
به سختی امید دارید و برای آینده اهدافی تعیین نمیکنید.
متوجه میشوید که سلامت روانی شما به طور فزایندهای تحت تأثیر قرار میگیرد.

اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتم چه کار کنم؟
رهایی از حالت آزار روانی در یک زوج آسان نیست. اگر آماده نیستید یا تا این لحظه حس قدرت نمیکنید، خودتان را شکنجه نکنید. وقتی فرا میرسد که حس میکنید برای برداشتن آن قدم آماده هستید.
با این حال، پیشنهاد میکنیم برای رفاه و ایمنی خود، دستورالعملهای زیر را در نظر بگیرید
به جستجوی پشتیبانی حرفهای باشید با یک روانشناس مشورت کنید، چون دریافت درمان به شما پشتیبانی میکند تا حالت خود را درک کرده و به آن رسیدگی کنید.
گزینههای خود را بسنجید بررسی کنید که آیا لازم است به طور موقت یا دائم از رابطه دور شوید.
گزینههای خود را تجزیه و تحلیل کنید و بر پایه امنیت و رفاه خود تصمیم بگیرید.
یک شبکه حمایتی آماده کنید هنگامی تصمیم به ترک آن رابطه گرفتید، از دوستان و خانوادهای که مایلند به شما پشتیبانی کنند، حمایت بگیرید. داشتن چهرههایی که شما را دوست دارند در این نزدیکی ضروری است.
به یاد داشته باشید که شما تنها نیستید حقیقت شما خشن است، اما شما تنها نیستید. در واقع، میلیونها نفر وجود دارند که موقعیتهای توهینآمیز را پشت سر گذاشتهاند و راهی برای رهایی از آنها یافتهاند.
مدارک و اسناد تهیه کنید هیچگاه نمیدانید چه اتفاقی میتواند بیفتد. ایدهآلترین کار در موقعیتهای سوءاستفاده این است که هر زمان امکانپذیر از حوادث یادداشت کنید. برای مثال، ذخیره پیامهای صوتی یا متنی که در آن شریک زندگیتان شما را تهدید یا بیاعتبار میکند، ایده خوبی است.
با فردی که به او اعتماد دارید صحبت کنید تعیینکنندهترین کار این است که حالت آزار روانی خود را با فردی که به او اعتماد دارید در میان بگذارید، خواه دوست صمیمی، یکی از اعضای خانواده یا یک مددکار اجتماعی باشد. صحبت کردن در مورد آنچه که هر روز تحمل میکنید به شما آسایش عاطفی میدهد و میتواند برای شما سودمند باشد.
سوءاستفاده و فریبکاری عشق نیست

اگر شریک زندگیتان باعث شود حس بدی در شما شکل بگیرد، شما را بیاعتبار کند، شما را تحقیر کند یا شما را کنترل کند، شما را به شیوهای سالم دوست ندارد. این آن نوع عشقی نیست که شما سزاوار آن هستید. اگر اکنون در این موقعیت هستید، به یاد داشته باشید که شما در هیچ چیز مقصر نیستید. نسبت به خود حس بدی نداشته باشید.
تعیینکنندهترین کار این است که خود را منزوی نکنید و تلاش کنید چهرههای حمایتی در اطراف خود داشته باشید. لحظهای که حس میکنید برای ترک آن رابطه آماده هستید، دوستان، خانواده و متخصصان در کنار شما خواهند بود.
انجام این کار تمرینی برای شجاعت است و اگرچه این کار همیشه ترسناک است، اما به شما اطمینان میدهیم که در نهایت همه چیز درست میشود و شما مجدد خوشحال خواهید شد.




