دبیران سابق فجر چالشهای دوره ۴۳ را تحلیل کردند: مخاطب، انتخاب فیلم و سیمرغ نوید محمدزاده

هفتمین جلسه از سری نشستهای ماهانه سینما رو به آینده که به همت سازمان سینمایی سوره و میزبانی امیر قادری برگزار شد، شب ششم بهمن ماه در پردیس سینمایی آزادی با سخنرانی سید مهدی طباطبایینژاد دبیر دوره سیونهم و علیرضا رضاداد دبیر دورههای بیست و دوم تا بیست و پنجم، سیودوم و سیوسوم جشنواره فیلم فجر برگزار گردید. در این جلسه به بررسی چالشهای چهاردهه اخیر این جشنواره پرداخته شد.
چالشهای دبیران در آغاز کار دولتهای جدید
علیرضا رضاداد در مورد چالشهای جشنواره فجر ۴۳ به دبیرایی منوچهر شاهسواری بیان کرد در اولین دوره استقرار دولت تازه، دبیران با مطالبات فراوانی روبرو میشوند زیرا دولتها نسبت به یکدیگر درصد محافظهکاری متغیری دارند. ایشان تجربه دبیری در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۹۲ با روی کار آمدن محمود احمدینژاد و حسن روحانی را یادآور شد و افزود معتقدم چالش آقای شاهسواری همان مطالبهگری جامعه سینماگران است، چرا که آنها معتقدند با روی کار آمدن مسعود پزشکیان تغییراتی در حوزه فرهنگ و هنر باید رخ دهد.
رضاداد ضمن انتقاد از شورای سیاستگذاری که آن را یک هندوانه دربسته خواند، جداسازی قسمت بینالملل از جشنواره را جرقهای درستی دانست. ایشان به مثال سال ۱۳۹۲ اشاره کرد که در آن دوره فیلمهایی با مجوز ویدیویی اما بدون پروانه ساخت سینمایی بازدید شدند و آثاری چون چند متر مکعب عشق کشف گردیدند.
دوران کرونا و چالشهای جشنواره سیونهم
سید مهدی طباطبایینژاد بزرگترین چالش دوران دبیری خود را خود برگزاری جشنواره در شرایط کرونا توصیف کرد. ایشان خاطرنشان کرد در اولین جلسه شورای سیاستگذاری همه به عدم برگزاری رای دادند، اما من نظر دادم چراغ جشنواره خاموش نشود و اکران به صورت غیرحضوری با داوران در فضای ایزوله انجام گیرد تا فیلمها برای سال بعد انباشته نشوند.
دبیر سابق افزود تا دهم بهمن مشخص نبود مخاطبان به جشنواره دسترسی دارند یا خیر. در ملاقات با دکتر جهانپور از وزارت بهداشت، توافق بر اکران با سی درصد ظرفیت در سراسر کشور حاصل شد. در آن دوره ۴۲۰۰ بار سینماها ضدعفونی شدند و بیش از ۵ هزار نمایش برگزار گردید. همچنین برای اولین بار هیئت انتخاب وجود نداشت و هیئت قضاوت فیلمها را برگزیدند؛ همه آثار در تهران و شهرستانها اکران یافتند.
مخاطب مهمترین چالش پیش رو است
طباطبایینژاد با تأکید بر اینکه مطالبهگری چالش اصلی است، گفت با اهمیتترین چالش با سیاستی است که فیلمهای ضعیف و متوسط رو به پایین به جشنواره راه مییابند و مخاطب را خسته میکنند. هر جشنوارهای که چهار تا پنج فیلم متوسط به بالا و یک دو اثر شاهکار داشته باشد، شانسآور است. اما وقتی سبد فیلمها بزرگ چیده شود، فیلمهای خوب در میان آثار متوسط گم میشوند. امکان عقلی ندارد سینمای ایران سی و سه فیلم خوب یا متوسط رو به بالا داشته باشد.
محمود گبرلو عضو هیئت انتخاب جشنواره ۴۳ تصریح کرد هیئت موظف است مطابق جدول آشکار شده فیلم انتخاب کند. اگر دل فیلمها را انتخاب میکردیم بیش از پنج شش فیلم خوب پیدا نمیکردیم. ما به جایی رسیدیم که فیلمها را به شکل نیمی به اضافه یک رای انتخاب کردیم و احتمالا ده داشتیم که هفت رای موافق کسب کرده بودند.
فیلمها محصول دولتها نیستند
گبرلو بیان کرد آقای شاهسواری در دولت تازه مستقر شده و عمده تولیدات با سیاست دولت قبل ساخته شده است. طباطبایینژاد افزود فیلمها محصول فضای عمومی جامعه و هنرمند هستند؛ دولتها فضای عمومی را میسازند. ایشان با استناد به عضویت در شورای پروانه ساخت در دورههای مختلف ریاستجمهوری، مثالهایی از تأثیرگذاریهای متقاضی ذکر کرد.
نقش دبیر بر هیئت داوران و ماجرای سیمرغ نوید محمدزاده
رضاداد اولین اثر دبیر را بر ترکیب هیئت داوران دانست و گفت پارامتر من انتخاب افرادی بود که محبوب سینماگران باشند و برآیند نمرهشان پانزده به بالا باشد. ترکیب هیئت داوران باید دیدگاههای متوسط سلیقه مخاطب را نمایندگی کند. دبیر باید چارچوبها را نگه دارد، برای آسایش داوران مراقبت کند و از گفتگوهای نادرست در مرحله نامزدی جلوگیری نماید.
در مورد ماجرای سیمرغ نوید محمدزاده، رضاداد گفت چالش درون وزارتخانهای وجود داشت که تبدیل به عدم اهدای جایزه به ایشان شد. طباطبایینژاد نیز فاش کرد در دوره سیونهم، مستند کودتای ۵۳ برای دریافت سیمرغ برگزیده شده بود اما آقای انتظامی مانع شدند. در نهایت با صدور بیانیهای مبنی بر عدم نمایش آثار مستند و مختصر به دلیل اکران آنلاین پیشین، سیمرغ به آن مستند تعلق گرفت.
ضرورت راهاندازی جشنواره فیلم ایران
طباطبایینژاد بر جداسازی کامل بخش بینالملل تأکید کرد و گفت قرار بود سال ۱۳۹۴ اولین دوره جشنواره فیلم ایران برگزار شود اما از هراس مجلس نام آن را فجر بینالملل گذاشتند که نادرست بود. اگر در آینده بخواهند جشنواره بینالمللی ایران را راه بیندازند، باید نام و رسمش کاملا عوض شود. ما به جشنواره فیلم ایران نیاز داریم که نام فجر روی آن نباشد.
رضاداد نیز گفت ما سی و دو دوره انباشتهای به نام فجر داشتیم و میخواستیم از آن برند منفعت بگیریم. ایران میتوانست بعد پنج سال همان نامی باشد که فجر بعد از سی و دو سال به آن رسید.
جشنواره فجر، پیوند طبقه متوسط و حاکمیت
امیر قادری بیان کرد جشنواره فیلم فجر برای جامعه ایرانی بسیار مهم است و احتمالا تنها چیزی که میتواند با انتخابات ریاستجمهوری در برقراری ربط بین طبقه متوسط و حاکمیت رقابت کند، همین جشنواره است. رضاداد موافقت کرد و از آقای جیرانی نقل کرد تنها سینماست که محصول طبقه متوسط است و بیشترین ربط را با همین طبقه برقرار میکند. طباطبایینژاد نیز تصریح کرد جشنواره فجر، جشنواره سینماگران نیست بلکه جشنواره مردم ایران است و از نظر من هفتاد درصد فجر، مواردی غیر از سیمرغ است.




