چرا انسانها به شعلهآتش میشوند

؟
آیا نگاه کردن به آتش فقط یک حرکت انسانی است یا دلیلی عمیقتر در ناخودآگاه ما نهفته است؟ دانشمندان با تکیه بر تحقیقات روانشناسی، مردمشناسی و علوم اعصاب به جستجو برای پاسخ این سوال رفتهاند.
مطالعات نشان خواهند داد که انسان با آتش ریشهای عمیق در ریخت تکاملی خود دارد. مطابق این تحقیقات، آتش برای اجداد ما نه تنها یک ابزار بلکه نشاندهی امنیت و بقای زندگی بوده است.
یک فرضیه این است که انسانها با غریزی برای تشکیل و کنترل آتش به دنیا میآیند. پروفسور دنیل فاسلو، استاد انسانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا در لوساندجلس در این میگوید اگر ده هزار، پنجاه هزار یا صد هزار سال پیش متولد شده بودید، برای بقا نیاز به آتش داشتید و مجبور بودید یاد بگیرید چطور آن را کنترل کنید.
مطابق حرفهای پروفسور فاسلو، انسانها به غریزی نمیدانند چطور آتش تشکیل و کنترل کنند. این یک توانایی است که باید آموخته شود، اما امروزه به الخصوص در جوامع مدرن تعداد زیادی از کودکان دیگر در کودکی یاد نمیگیرند چطور آتش را آغاز، نگه داری و مفید استفاده کنند.
پروفسور فاسلو میگوید به همین دلیل است که این جذب شدن به آتش در بزرگسالی ادامه مییابد. او توضیح میدهد اگر افراد هیچوقت مکانیزم یادگیری را اصلا آزمون نکردهاند، یعنی توانایی کافی در سنین پایین نداشته با شند، این نوعی گرسنگی است که هیچ وقت از بین نمیرود.
از دیدگاه عصبشناسی، مغز ما به طوری طراحی شده که به محرکهایی که آتش فراهم میکند واکنش نشان دهد. مشاهده شعلههای آتش، آمیگدال یا همان مرکز احساسات مغز را فعال میکند و احساسات تقویت میشود.
مطالعات نشان دادهاند که مشاهده شعلههای آتش میتواند دلیل آرامش، کاهش استرس و کاهش فشار خون، ضربان قلب و سطح کورتیزول (هورمون استرس) شود. به همین دلیل، آتش به ایجاد احساس پشتیبانی میکند.
کسر شدن به شعله
در عصر مدرن با وجود پیشرفتهای تکنولوژیکی، جذابیت آتش هم همچنان قوی است. خیره شدن به آتش، چه در، کمپینگ یا حتی به شعلههای کوچک در یک شمع، جذابتی دارد که فرهنگها، زمانها و مکانها را فرا میبرد.
این جذابیت عمیق در روان انسان ریشه دارد و در عین حال، دلائل برای آن وجود دارد تا ریخ، جامعهشناسی، علم و تخیل انسانی.
به لحاظ تا ریخی تسلط بر آتش در دوران پیشاطریخی یکی از نقاط عطف در گسترش انسان بود. آتش به اجداد ما اجازه داد غذا را پزید، گرم بمانیم و از شکارهای محافظهکار کنیم.
علاوه از کاربردهای عملی، آتش نقش مهمی در مراسم و آیینهای با ستانی ایفا کرد و به گفته نمادی از زندگی و قدرت شناخته شد. کشف آتش و استفاده از آن نه تنها پیشرفت بود، بلکه آغازگر فرهنگ و تمدن نیز محسوب میشد.
از این منظر آتش پیوندی دیرینۀ با قبل حیات بشر روی کره زمین دارد. برای مثال پربیتوس در اساطیر یونان آتش را از خدایان گرفت و به انسانها بخشید، اما به عنوان اب شد.

جشن سده یا جشن پیدایش آتش با سابقهای هزاران ساله در ایران
قفنوس پرندهای اسطورهای که با سوزاندن در آتش از نو متولد میشوند و نمادی از مرگ و تولد مجدد است. این داستان در فرهنگهای ایران، یونان، مصر، چین و حتی داستانهای مدرن مانند هاري پاتر دیده میشود.
آتش با شعلههای، صدا خشخش چوب و در خشش ذغالهای تأثیری تقریبا هیپنوتای دارد که میتواند دقت ما را جلب کرده و پاسخهای حسی و احساسی تشکیل کند.
این جذابیت آتش با ریخ، روانشناسی و فرهنگ بشر در هم پیچیده شده و به شکلی عمیق بر ما تأثیر گذاشته است. احتمالا زمان خیر شدن به آتش در یک کمپینگ یا در کنار شومینه به همه این معناها فکر نمیکنیم، اما آتش هم ما را به تفکر و آسودگی دعوت میکند.
چرا انسانها به شعلهآتش میشوند؟
آیا نگاه کردن به آتش فقط یک حرکت انسانی است یا دلیلی عمیقتر در ناخودآگاه ما نهفته است؟ دانشمندان با تکیه بر تحقیقات روانشناسی، مردمشناسی و علوم اعصاب به جستجو برای پاسخ این سوال رفتهاند.
مطالعات نشان خواهند داد که انسان با آتش ریشهای عمیق در ریخت تکاملی خود دارد. مطابق این تحقیقات، آتش برای اجداد ما نه تنها یک ابزار بلکه نشاندهی امنیت و بقای زندگی بوده است.
یک فرضیه این است که انسانها با غریزی برای تشکیل و کنترل آتش به دنیا میآیند. پروفسور دنیل فاسلو، استاد انسانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا در لوساندجلس در این میگوید اگر ده هزار، پنجاه هزار یا صد هزار سال پیش متولد شده بودید، برای بقا نیاز به آتش داشتید و مجبور بودید یاد بگیرید چطور آن را کنترل کنید.
مطابق حرفهای پروفسور فاسلو، انسانها به غریزی نمیدانند چطور آتش تشکیل و کنترل کنند. این یک توانایی است که باید آموخته شود، اما امروزه به خصوص در جوامع مدرن تعداد زیادی از کودکان دیگر در کودکی یاد نمیگیرند چطور آتش را آغاز، نگه داری و مفید استفاده کنند.
پروفسور فاسلو میگوید به همین دلیل است که این جذب شدن به آتش در بزرگسالی ادامه مییابد. او توضیح میدهد اگر افراد هیچوقت مکانیزم یادگیری را اصلا آزمون نکردهاند، یعنی توانایی کافی در سنین پایین اشته با شند، این نوعی گرسنگی است که هیچ وقت از بین نمیرود.
از دیدگاه عصبشناسی، مغز ما به طوری طراحی شده که به محرکهایی که آتش فراهم میکند واکنش نشان دهد. مشاهده شعلههای آتش، آمیگدال یا همان مرکز احساسات مغز را فعال میکند و احساسات تقویت میشود.
مطالعات نشان دادهاند که مشاهده شعلههای آتش میتواند دلیل آرامش، کاهش استرس و کاهش فشار خون، ضربان قلب و سطح کورتیزول (هورمون استرس) شود. به همین دلیل، آتش به ایجاد احساس پشتیبانی میکند.
کسر شدن به شعله
در عصر مدرن با وجود پیشرفتهای تکنولوژیکی، جذابیت آتش هم همچنان قوی است. خیره شدن به آتش، چه در، کمپینگ یا حتی به شعلههای کوچک در یک شمع، جذابتی دارد که فرهنگها، زمانها و مکانها را فرا میبرد.
این جذابیت عمیق در روان انسان ریشه دارد و در عین حال، دلائل برای آن وجود دارد تا ریخ، جامعهشناسی، علم و تخیل انسانی.
به لحاظ تا ریخی تسلط بر آتش در دوران پیشاطریخی یکی از نقاط عطف در گسترش انسان بود. آتش به اجداد ما اجازه داد غذا را پزید، گرم بمانیم و از شکارهای محافظهکار کنیم.
علاوه از کاربردهای عملی، آتش نقش مهمی در مراسم و آیینهای با ستانی ایفا کرد و به نمادی از زندگی و قدرت شناخته شد. کشف آتش و استفاده از آن نه تنها پیشرفت بود، بلکه آغازگر فرهنگ و تمدن نیز محسوب میشد.
از این منظر آتش پیوندی دیرینۀ با قبل حیات بشر روی کره زمین دارد. برای مثال پربیتوس در اساطیر یونان آتش را از خدایان گرفت و به انسانها بخشید، اما به عنوان اب شد.

جشن سده یا جشن پیدایش آتش با سابقهای هزاران ساله در ایران
قفنوس پرندهای اسطورهای که با سوزاندن در آتش از نو متولد میشوند و نمادی از مرگ و تولد مجدد است. این داستان در فرهنگهای ایران، یونان، مصر، چین و حتی داستانهای مدرن مانند هاري پاتر دیده میشود.
آتش با شعلههای، صدا خشخش چوب و در خشش ذغالهای تأثیری تقریبا هیپنوتای دارد که میتواند دقت ما را جلب کرده و پاسخهای حسی و احساسی- کند.
این جذابیت آتش با ریخ، روانشناسی و فرهنگ بشر در هم پیچیده شده و به شکلی عمیق بر ما تأثیر گذاشته است. احتمالا زمان خیر شدن به آتش در یک کمپینگ یا در کنار شومینه به همه این معناها فکر نمیکنیم، اما آتش هم ما را به تفکر و آسودگی دعوت میکند.




