سلامتی

چرا برخی برای درخشش خود، دیگران را بی‌ارزش می‌شمارند؟

به گزارش بام وطن

آیا تا به حال با فردی روبرو شده‌اید که روش انجام کار شما را زیر سوال ببرد تا خودش لایق‌تر به نظر برسد؟ برخی افراد احساس می‌کنند که نیازمندند دیگران جایگاه فکری بالا‌تری برایشان قائل شوند و برای رسیدن به این هدف، ساده‌ترین راه توهین به دیگران و کوچک‌نمودن زحمات آن‌هاست.

با ما همراه باشید تا این پدیده را عمیق‌تر بررسی کنیم و ببینیم پشت پرده این رفتار ظالمانه چه نوع تفکری و نیتی فعال است.

انگیزه‌ای برای ظلم بی‌ارزش کردن دیگران برای باهوش‌نمودن خودمان

یکی از حقایق اجتناب‌ناپذیر در دنیای امروز این است که بسیاری از محیط‌های کاری شبیه جنگل‌اند. جنگلی با سناریو‌های پیچیده که شگفت‌انگیز‌ترین موجودات در آن برای بقا با یکدیگر در نزاع‌اند.

گاهی اوقات شانس شما یار است و در محیط کار با همکاران کفایت‌دار و فروتنی و مدیران الهام‌بخش روبرو می‌شوید و گاهی هم بدشانسید تا افراد بی‌کفایت، فریبکار، خودخواه و نالایق به غایت خودپرستی همکاران‌تان شوند که از هر فرصتی سوءاستفاده می‌کنند تا به بقیه ثابت کنند شما بی‌کفایت هستید و خودشان بسیار باهوش‌تر و لایق‌تر از شما می‌باشند.

افرادی که می‌دانند به اندازه دیگران ماهر نیستند اما می‌خواهند به هر قیمتی خود را با صلاحیت‌ترین نشان دهند و طوری رفتار کنند که انگار بدون آن‌ها کار‌ها متوقف می‌ماند و حتی تلاش می‌کنند به جایگاه‌ها و موقعیت‌های بالا‌تر نفوذ کنند.

تحقیقات نشان داده است که هرچه این افراد توانایی کمتری داشته باشند، تهاجمی‌ترند. این یک مکانیزم دفاعی است، استراتژی تا حدی ترسناک که دقت ما را به خود جلب می‌کند.

تحقیقات اجتماعی به ما می‌گوید که بیش‌ترین مواقع فردی حرکتی انتقادی یا توهین‌آمیز دارد، در جستجوی قدرت است و به طور مشخص بر آن است تا با این حرکت باهوش‌تر به نظر برسد.

چنانچه این افراد در سمت‌های مدیریتی قرار بگیرند، رفتاری بسیار خشن‌تر و توهین‌آمیز‌تر به طور اختصاصی با زیرمجموعه‌های خود دارند.

برخی از این نوع رفتار‌ها به قدری در آن‌ها نهادینه و ریشه‌دوانده است که رهایی از آن نیز مشکل‌ساز است.

برترین و بروزترین اخبار ورزشی اقتصای تکنولوژی و سلامتی را در وب سایت خبری بام وطن دنبال کنید.

خشونت کلامی که بیش‌ترین مواقع در محل کار رایج می‌شود راهی برای کسب قدرت بر دیگران است

ظلم بی ارزش جلوه دادن دیگران با انگیزه شایسته به نظر رسیدن

قضاوت منفی در رابطه فردی، راهبردی برای نشان دادن خود و لیاقت کاذب به مخاطب است.

انگیزه‌ای برای ظلم کردن

انگیزه ظلم به مفهومی اشاره دارد که در آن افراد یا سیستم‌ها به علت منافع یا پاداش‌های متصور مرتبط با چنین رفتاری، انگیزه‌ای برای انجام حرکت ظالمانه یا خشن آشکار می‌کنند. این واژه مشخص می‌کند که چگونه موقعیت‌ها یا محیط‌های خاصی می‌توانند انگیزه‌هایی برای ظلم یا بی‌مهربانی شکل دهند.

ممکن است قبلا در محیط کاری‌تان این شرایط را تجربه کرده باشید. تصور کنید بخشی از یک تیم کاری هستید که در آن ایده‌های نوآورانه و رویکرد‌های جدید برای دستیابی به اهداف گروه و شرکت الزامی است. شما پیشن‌هادی را مطرح می‌کنید و مدتی بعد، شخصی آن را به شدت رد می‌کند. این اتفاق چندین بار و بار‌ها تکرار می‌شود.

این درست است که دیدگاه‌های انتقادی با انگیزه بهبود کار جهت رشد شکل می‌گیرند؛ اما انتقاد با تخطئه کردن متفاوت است. وقتی فردی شما را تخطئه می‌کند، هیچ استدلال و دلیلی برای این کار جز تحقیر شما و بزرگ‌نمودن خودش ندارد.

این چنین فضایی، فضایی سالم برای رقابت نیست.

مهم نیست ایده شما چقدر خوب است یا چه پتانسیل بالایی برای رشد شرکت دارد. شخصیت پرخاشگر بی‌ربط‌ترین دلایل را ارائه می‌دهد تا بگوید من بهتر می‌فهمم و نظر تو مسخره است.

ظلم بی ارزش جلوه دادن دیگران با انگیزه شایسته به نظر رسیدن

مکیاولیسم در جستجوی شناخت

واژه ظلم‌انگیزی بیش از چهل سال پیش توسط دکتر ترزا آمابیل از دانشگاه استنفورد ابداع شد. به لطف تحقیقات مستدل ایشان اکنون می‌توان گفت که چرا برخی در محیط‌های کاری شما را تحقیر می‌کنند تا خودشان مجالی برای بالا رفتن آشکار کنند.

این افراد برای دستیابی به نیت خود مدام دیگرانی را که حرفی برای زدن و ایده‌ای برای مطرح کردن دارند مورد قضاوت منفی قرار می‌دهند تا توانایی‌ها و مهارت‌های آن‌ها را ناچیز جلوه دهند.

استراتژی افرادی که با تخطئه شدید، کار دیگران را بی‌اهمیت جلوه می‌دهند، کسب نوعی کاریزما و درخشش کاذب است.

دکتر آمابیل در تحقیقاتش اشاره می‌کند که گاهی این حرکت شکلی از مکیاولیسم برای ارائه تصویری از درخشش کاذب باشد. این افراد و موقعیتی که شکل می‌دهند به شدت مخدوش و تحریف شده‌اند، اما متأسفانه همچنان دیده می‌شوند. آن‌ها نشان می‌دهند که مدیر یا مدیریت یک شرکت باید برای نشان دادن عملکردی بهتر و بالادستی‌تر با کارمندش درگیری کند. بابت این رفتار‌ها در کوتاه‌مدت یا بلندمدت باید هزینه بالایی پرداخت شود.

تحریک به ظلم اتفاقی است که به کرات در شبکه‌های اجتماعی آشکار می‌شود.

چرا دیگران را بی ارزش می کنیم تا خودمان بدرخشیم؟

اتفاقی رایج در شبکه‌های اجتماعی

هنگامی که به این مسأله دقیق می‌شویم و آن را واکاوی می‌کنیم، انگار که در دوران دیگر این حرکت وجود داشته و اکنون خبری از آن نیست؛ اتفاقا برعکس، هم‌اکنون به طور اختصاصی در رسانه‌های اجتماعی این حالت به وفور دیده می‌شود.

روز به روز بیش‌تر شاهد فحاشی در فضا‌های مجازی و تخطئه کردن صرفا به منظور تحقیر فرد دیگری که نظر متفاوتی ابراز کرده یا ایده‌ای نو مطرح کرده است هستیم.

افرادی که نظرات و مشارکت‌های دیگران را محکوم می‌کنند، پایمال می‌کنند و از آن‌ها انتقاد می‌کنند.

در واقع، هرگاه فردی که در هر عرصه‌ای از دانش دارای اعتبار است، خبری منتشر کند یا داده‌هایی ارائه دهد، به زودی انبوه‌ی از نظرات تهاجمی ظاهر می‌شود. در حالی که باید این مسأله را تکرار کنیم که انتقاد موجه و محترمانه سودمند است، این افراد بیش‌تر در جستجوی تحقیر و توهین به کارشناسان هستند تا خودشان مرجعیت کسب کنند.

بر اساس یافته‌ها دریافته‌ایم که در شرایط بحرانی فردی در شبکه‌های اجتماعی نظری می‌دهد، نظری دال بر تشکیل تدبیر برای رهایی از بحران، که حاصل سال‌ها فکر و مطالعه و تأمل است؛ به محض اینکه ایده‌اش را در فضای مجازی مطرح می‌کند، درگیری‌ها آغاز می‌شوند و در این عرصه نادان‌ترین‌ها و افرادی که حتی نمی‌توانند صورت مسأله را به درستی بخوانند، تند‌ترین واکنش‌ها را نشان می‌دهند و منتقل می‌کنند.

در واقع، هرگاه فردی که در هر عرصه‌ای از دانش دارای اعتبار است، خبری منتشر کند یا داده‌هایی ارائه دهد، به زودی انبوه‌ی از نظرات تهاجمی ظاهر می‌شود. در حالی که باید این مسأله را تکرار کنیم که انتقاد موجه و محترمانه سودمند است، این افراد بیش‌تر در جستجوی تحقیر و توهین به کارشناسان هستند تا خودشان مرجعیت کسب کنند.

با حرکت پرخاشگرانه، همه می‌بازند

انگیزه ظلم در بعد پشت صحنه‌ی پدری مستبد نهفته است که فرزندانش را با ترس پرورش می‌دهد. فرزندان ترس‌خورده‌ای که با ظلم و تحقیر بزرگ می‌شوند، مدام که در محیطی قرار می‌گیرند می‌کوشند تا برای اینکه کنترل امور را به دست بگیرند، عزت‌نفس دیگران را در نزد یقین تضعیف کنند تا خودشان دیده شوند.

متأسفانه گاهی اوقات هم شاهدیم دقیقا همان افرادی که رفتار‌های ظالمانه‌تری دارند، بیش‌تر به دیگران بی‌احترامی می‌کنند و چوب لای چرخ دیگران می‌گذارند، موفق‌تر می‌باشند و در چارت اداری سریع بالا می‌روند.

ترقی این افراد خطر بزرگی برای شرکت به همراه دارد، چون با بی‌حرفه‌ای مانع از رشد شرکت می‌شوند و راه را بر ایده‌های خلاقانه می‌بندند. این حرکت حتی خطرناک‌تر از اثر دانینگ-کروگر است (افرادی با توانایی‌های محدود که انگار متخصص می‌باشند).

هر کس قیمت کار فرد دیگر را صرفا برای به دست آوردن قدرت فدای کند، در کارکرد مناسب یک محیط کار اختلال ایجاد می‌کند.

چرا دیگران را بی ارزش می کنیم تا خودمان بدرخشیم؟

هنگامی که دعوا و تحقیر اتفاق می‌افتد، خلاقیت جریان نمی‌یابد. وقتی که افراد برای منافع شخصی خود دعوا کنند، پیشرفت در روند کار حاصل نمی‌شود. آن‌ها سیب‌های بد در سازمان‌ها هستند که باید کنار گذاشته شوند.

نتیجه

تخطئه‌کنندگان، افرادی که خود توانایی اندکی دارند اما در جستجوی تخریب دیگران برای برجسته شدن هستند، همیشه و همه جا وجود دارند. رفتار آن‌ها در سناریو‌هایی مشکل‌ساز است که اجازه می‌دهد یا حتی امکان‌پذیر می‌سازد برای آن قیمت قائل شود.

محیط‌هایی با ذهنیت‌های متصلب که محکوم به ناکامی‌اند. علاوه بر این، این محیط‌های کاری به علت عدم نوآوری و خلاقیت بیش‌تر خسته‌کننده و خسته‌کننده‌اند.

این نوع رفتار نه منطقی است و نه اخلاقی. سازمان‌ها تنها وقتی به پیروزی می‌رسند که از جو کاری خوب مبتنی بر احترام، همزیستی، نوآوری و می‌زان قابل توجه‌ی حمایت از هوش جمعی برخوردار باشند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا