کتاب سرگذشت انسان ادد گلر: ریشههای آیندهنگری در نوع کشاورزی اجداد

اقتصاددانلی ادد گلر در کتاب تازهاش با نام سرگذشت انسان توضیح میدهد که تفاوتهای فرهنگی و اقتصادی میان ملل، ریشه در نوع کشت اجداد آنها دارد. به گفته گلر، جوامعی که برنج میکاشتهاند به دلیل نیاز به آبیاری گسترده و همکاری جمعی، گرایش به جمعگرایی یافتهاند در حالی که کشت گندم که تنها مستلزم پراکندن دانه است، بستر فردگرایی فراهم کرده است.
گلر که دهها سال در دانشگاه براون آمریکا تدریس کرده، نظریه رشد یکپارچه خود را در این کتاب در قالب ۲۴۰ صفحه تشریح کرده است. او معتقد است موتور رشد اقتصادی از ظهور انسان خردمند تا امروز یکسان بوده و انقلاب صنعتی تنها نقطه جوشیدن آب در کتری است که دما به تدریج بالا رفته و در سال ۱۷۶۰ به نقطه عطف رسیده است.
این اقتصاددانلی با اشاره به تلاشهای مالتوس، میگوید انقلاب صنعتی تله مالتوسی را نابود کرد زیرا والدین به جای تولید فرزندان بیشتر، بر سرمایه انسانی یعنی آموزش و مهارت فرزندان کمتر تمرکز کردند. این فرآیند باعث شد کار کودکان ریشهکن شود و آموزش همگانی رواج یابد، هرچند نخبگان یدار در ابتدا با آن مخالف بودند.
گلر درباره تغییرات آبوهوا خوشبین است و معتقد است دو عامل نوسازی فناوری و کاهش نرخ تولد، به طور ذاتی انتشار کربن را کاهش خواهند داد. او به سیاستگذاران توصیه میکند که علاوه بر کاهش کربن، بر برابری جنسیتی، دسترسی به تحصیل و وسایل پیشگیری از بارداری تمرکز کنند تا نرخ تولد بیشتر کاهش یابد.
بخش مهمی از کتاب به بررسی تنوع بهینه میپردازد. گلر با تشبیه طوطیهای رنگارنگ که طوفان آنها را به جزایر مختلف میبرد، توضیح میدهد که مهاجرت انسان از آفریقا تنوع ژنتیکی و فرهنگی را کاهش داده است. محاسبات او نشان میدهد یکچهارم اختلافهای غیرتفسیرشده بین ملل ناشی از تنوع است، در حالی که نهادهای سیاسی کمتر از یکدهم سهم دارند.
این اقتصاددانلی تأکید میکند که کشورها میتوانند با سیاستهای مناسب، سطح تنوع خود را به سمت نقطه بهینه سوق دهند. به عنوان مثال بولیوی با افزایش تنوع فرهنگی و اتیوپی با تقویت انسجام اجتماعی میتوانند درآمد سرانه را به طور قابلتوجهی افزایش دهند. گلر نتیجه میگیرد که ژنتیک سرنوشت نیست و تحول با ابزارهای مناسب ممکن است.




