سلامتی

اسیر رویای دیگران نشویم؛ حس ناکافی بودن چگونه نشاط را میدزدد؟

در دنیای پرآشوب و سریع امروز، راضی و خوشحال بودن مانند گوهری نایاب شده است و کمتر کسی را میتوان یافت که با حال و هوای فعلی خود راضی باشد.

ما در عصری زندگی میکنیم که گردش عظیم اطلاعات، در کنار مزایای آن، رویای نشاط دایمی را از ما ستانده است؛ چرا که حجم روزانه حدود ۴۰۰ گیگابایت دادههای پردازشنشده که به ذهن ما ورود میکند، امکان ماندن در حالت خوشحالی را دشوار میسازد.

ذهن انسان در برابر هر نوع دادهای واکنش نشان میدهد؛ برای مثال وقتی دو عدد ۱۴ و ۲۰ پیش روی چشمان باشد، ذهن به طور ناخودآگاه مقایسهای انجام میدهد و نتیجه آن قضاوت است. حال تصور کنید ذهنی که آموزش ندیده، در برابر چندصد گیگابایت داده از شبکههای اجتماعی و رسانهها به چه استیصالی میرسد.

ما روزانه در معرض انبوهی از دادهها هستیم که به سه دسته اطلاعات، اطلاعات نادرست و اطلاعات جعلی قابل تقسیمبندی هستند.

وقتی ذهن با حجم عظیم این سه نوع اطلاعات روبرو میشود — که بخش اجتنابناپذیر زندگی مدرن شده — مقایسههای بیپایان انجام میدهد و خروجی آن حس ناخوشایندی است، زیرا ذهن اکثر انسانها توان پردازش حجم زیاد اطلاعات را ندارد، چه برسد به اطلاعات نادرست و جعلی که نیازمند ذهنی آموزشدیده است.

یکی از پیامدهای این چالش مداوم، مفهوم ناقصها است. حجم زیاد دادهها ما را به کمالگرایان غیرقابلتوقف تبدیل کرده که حتی تصویری درست از آینده آرمانی خود ندارند.

البته تنها عامل واحدی در ایجاد حس بدبختی و ناکافیبودن نقش ندارد و نمیتوان این پدیده را تنها به انفجار اطلاعات تقلیل داد، اما این عامل اثر مهمی در بازتولید حس ناکافیبودن در جوامع مختلف دارد.

نقلقول معروفی از ژان پل سارتر، فیلسوف فرانسوی، وجود دارد چیزی وحشتناکتر از دچار شدن در رویای دیگران نیست. حجم زیاد دادههای درست و نادرستی که روزانه با آن مواجهیم، جریانی مداوم از این توصیف سارتر را شکل میدهد که حس ممتد ناکافیبودن را تقویت میکند.

در حالی که در این دنیای در حال تحول چیزی کامل و بینقص وجود ندارد، اطلاعات نادرست و جعلی تصاویری از کمال ترسیم میکنند که تنها با چند کلیک فاصله از ناقصبودن قرار دارند.

در میان این طوفان دادههای نادرست، درست و جعلی، بخشی از روان ما نیز دچار کمال نایافته میشود که ذهن در حال ساخت آن است.

یکی از دلایل تبدیل شدن مهاجرت در ایران و جهان به یک گرایش عمومی — بدون در نظر گرفتن شاخصهای فردی و اجتماعی هر شخص — همین حس ناکافیبودن است.

علاوه بر آموزشهای لازم برای برخورد و مدیریت اطلاعات، ما به نوعی مهمتر از آموزش یعنی روزه دیجیتال نیز نیازمندیم. این حس مداوم ناکافیبودن ناشی از نزاع ذهن و دادهها میتواند انواع حاد افسردگی را با عوارض غیرقابلبرگشت و حتی خودکشی به وجود آورد.

* پینوشت نوشتار حاضر تنها تأثیر اطلاعات بر جنبه فردی زندگی انسان را بررسی میکند و جنبههای اجتماعی و گسترش گردش اطلاعات و مقایسههای آماری که مبنای گسترش جوامع هستند را تکذیب نمیکند. ضمنا این مقاله پدیده مهاجرت را تنها به این عامل نمیکاهد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا