پدیده نوکزبان؛ چرا کلمات از یاد میروند و راهکارهای یادآوری چیست؟

پروفسور لیز آبرامز، استاد زبانشناسی و علوم شناختی کالج پومونا، در سال ۲۰۱۷ به نیویورک تایمز گفت که هیچکس در هیچ فرهنگ، زبان یا گروه سنیای از این حالت معاف نیست و حتی در میان افراد ناشنوا که با زبان اشاره صحبت میکنند نیز رخ میدهد.
اما چرا این اتفاق میافتد؟ آیا میتوان جلوی آن را گرفت؟ و آیا افزایش تکرار آن باید نگرانی سلامتی را به همراه داشته باشد؟
چرا واژهفراموشی رخ میدهد؟
با وجود دههها تحقیق، هنوز به طور دقیق مشخص نیست که علت سندرم واژهفراموشی چیست. نظریههای اولیه در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بر این باور بودند که مغز ابتدا کلمهای نادرست اما از نظر واجشناختی مشابه را انتخاب میکند، مانند آبان به جای آبادان یا مهر به جای مهره، اما تا دهه ۱۹۹۰ شواهدی برای این نظریه یافت نشد و محققان به جستجوی پاسخهای دیگر پرداختند.
برخی محققان برای یافتن جواب به نظریههای تشکیل گفتار روی آوردند. اگرچه این حوزه پر از نظرات گوناگون است، اما محققان در یک مورد توافق دارند که بهرهگیری از زبان یک فرآیند بسیار پیچیده است که در مراحل متعدد امکان خطا وجود دارد.
آبرامز به همراه دانیل دیویس، استاد روانشناسی دانشگاه فلوریدا، در مقالهای در سال ۲۰۱۶ نوشتند که اگرچه نظریهها متفاوتاند، اما به طور کلی موافقاند گویندگان باید چندین مرحله پردازش را قبل از آغاز گفتن یک کلمه و موفقیت در تشکیل گفتار تکمیل کنند.
آنها توضیح دادند گوینده ابتدا مفهوم مورد نظر را انتخاب میکند، سپس به فرآیند انتخاب واژگانی پرداخته و یک کلمه انتزاعی که بهترین بازتابدهنده معنی و ویژگیهای نحوی مناسب را آشکار میکند. پس از انتخاب، کلمه در مرحله رمزگذاری آوایی وارد میشود تا قابل تلفظ گردد.
بر این اساس واژهفراموشی زمانی رخ میدهد که بخش اول فرآیند یعنی انتخاب کلمه انتزاعی مناسب با موفقیت کامل شده، اما بخش آخر که در آن کلمه به صدا تبدیل میشود، به پایان نرسیده است.
به گفته این محققان، شواهد غیرمستقیم جالبی برای این ایده وجود دارد این کار توضیح میدهد که چرا گاهی حس کلی یک کلمه یا جزئیاتی مانند صداهای اول کلمه را به یاد میآوریم، با اینکه خود کلمه را فراموش کردهایم. مطابق این نظریه، این نتیجه ناقص بودن فرآیند رمزگذاری آوایی است.
با این حال، بر پایه تحقیقات جدیدتر، حتی این حس نزدیک بودن به کلمه و اینکه کلمه نوک زبان است، احتمالا یک توهم باشد.
آن کلری، استاد روانشناسی شناختی در دانشگاه ایالتی کلرادو، در مقالهای در سال ۲۰۲۳ برای مجله نوشت که مطالعههای او الگوهای زیادی نشان داده که اعتبار دانستههای رایج در مورد رابطه بین حالت نوکزبانی و دسترسی ناقص به کلمه را زیر سوال میبرد.
به عنوان مثال، او گفت نه تنها افراد بیشتر گمان میکنند که یک جای خالی کامل بکشند تا ویژگیهای جزئی یک کلمه را به یاد بیاورند، بلکه حتی وقتی آن ویژگیها آشکار میشوند، بیشتر نادرست میگویند تا درست.
کلری افزود افراد هنگامی که فکر میکردند کلمه نوک زبانشان است، تمایل داشتند حس کنند ویژگیای مانند صداهای اول را میدانند، حتی وقتی واقعا نمیدانستند. این امر اشاره دارد که بسیاری از تواناییهای ذهنی ما در خصوص به یاد داشتن جزئی از کلمه ممکن است توهم باشد.
آیا میتوان جلوی واژه فراموشی را گرفت؟
هرچند تا این لحظه علت این سندرم به طور کامل مشخص نیست، اما الگوهای مشخصی وجود دارد که نشان میدهد کدام کلمات بیشتر دچار این حالت میشوند و در نتیجه تکنیکهایی وجود دارد که میتواند به مقابله با این اتفاق کمک کند.
آبرامز در سال ۲۰۱۷ گفت که دو نوع کلمه بیشتر در نوک زبان گیر میکنند اسمهای خاص و کلماتی که کمتر از آنها استفاده میکنیم.
به همین دلیل، تا زمانی که کلمات مربوط به اشیاء روزمره را بهطور مکرر فراموش نمیکنید، نباید بیش از حد نگران حالتهای گاهبهگاه واژهفراموشی باشید. اگرچه این حالتها با افزایش سن بیشتر میشوند، اما بهطور کلی به تنهایی نشانهای از بیماریهای جدی مانند آلزایمر یا زوال عقل نیستند.
آبرامز گفت اگر نام مداد را فراموش کنید، این نشانه خوبی نیست، اما اگر نتوانید کلماتی مانند قسطنطنیه یا ترمودینامیک را به یاد بیاورید، این کاملا طبیعی است.
آبرامز در سال ۲۰۱۳ در ویدئویی برای انجمن روانشناسی آمریکا چند تاکتیک برای کمک به یادآوری کلمات را آموزش داد. او میگوید افراد معمولا تلاش میکنند حرف آغازین کلمه را به یاد بیاورند، اما به نظر من این هجای اولیه است که واقعا میتواند کلید باشد.
او ادامه داد اگر فکر میکنید صداهای اول را میدانید، سپس تلاش کنید واج بعدی را اضافه کنید. برای مثال اگر صداهای اول ل است، در ادامه فکر کنید که آیا کلمه با لا، لی یا لو آغاز میشود. شما با این نوع جستجو میتوانید کلمه مورد نظر خود را بیابید.




